پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

اشعار منتسب

شمارهٔ ۱۷

روز عید است و من امروز در آن تدبیرم

که دهم حاصل سی‌روزه و ساغر گیرم

چند روزیست که دورم ز رخ ساقی و جام

بس خجالت که به روی آمد ازین تقصیرم

من به خلوت ننشینم پس از این، ور به مثل

زاهد صومعه بر پای نهد زنجیرم

پند پیرانه دهد واعظ شهرم لیکن

من نه آنم که دگر پند کسی بپذیرم

آن که بر خاک در میکده جان داد کجاست

تا نهم در قدم او سر و پیشش میرم

می به زیر کش و سجادهٔ تقوی بر دوش

آه اگر خلق شوند آگه از این تزویرم

خلق گویند که حافظ سخن پیر نیوش

سالخورده میی امروز به از صد پیرم

ادامه‌ی اشعار منتسب

  1. شمارهٔ ۱۹ای از فروغ رویت روشن چراغ دیده
  2. شمارهٔ ۲۰من دوش پنهان می‌شدم تا قصر جانان سنگنک
  3. شمارهٔ ۲۱مطرب خوش‌نوا بگو تازه به تازه نو به نو
  4. شمارهٔ ۲۲گر زلف پریشانت در دست صبا افتد
  5. شمارهٔ ۲۳ببین هلالِ محرّم بخواه ساغر راح
  6. شمارهٔ ۲۴ - ساقی‌نامهٔ ۹من ار زآن که گردم به مستی هلاک
  7. شمارهٔ ۲۵ای ز شرم عارضت گل کرده خوی
  8. شمارهٔ ۲۶به فر دولت گیتی فروز شاه شجاع
همه‌ی اشعار منتسب ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.