پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

اشعار منتسب

شمارهٔ ۲۶

به فر دولت گیتی فروز شاه شجاع

که با کسم نبود بهر مال و جاه نزاع

بیار می که چه خورشید مشغل افروزد

رسد به کلبه درویش نیز فیض شعاع

صراحتی و حریفی خوشم زدنیا بس

که غیر از این همه اسباب تفرقست و صداع

برو ادیب به جامی بدل کن این شفقت

که من غلام مطیعم نه پادشاه مطاع

ز مسجدم به خرابات می‌فرستد عشق

حریف باده رسید ای رفیق توبه وداع

هنر نمی خرد ایام غیر از اینم نیست

کجا روم به تجارت بدین کساد متاع

ز زهد حافظ و طامات او ملول شدم

بساز رود و غزل خوان که می روم به سماع

ادامه‌ی اشعار منتسب

  1. شمارهٔ ۲۸دریغا خلعت حسن جوانی
  2. شمارهٔ ۲۹بلبل اندر ناله و، گُل خندهٔ خوش می‌زند
  3. شمارهٔ ۳۰برو ای زاهد و دعوت مکنم سوی بهشت
  4. شمارهٔ ۳۱می‌زنم هر نفس از دست فراقت فریاد
  5. شمارهٔ ۳۲عشقت نه سرسری‌ست که از دل به در شود
  6. شمارهٔ ۳۳ساقیا ساغر شراب بیار
  7. شمارهٔ ۳۴مباد کس چو من خسته مبتلای فراق
  8. شمارهٔ ۳۵پدید آمد رسوم بی وفایی
همه‌ی اشعار منتسب ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.