پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

اشعار منتسب

شمارهٔ ۲۵

ای ز شرم عارضت گل کرده خوی

بر عرق پیش عقیقت جام می

ژاله بر لاله است یا بر گل گلاب

یا بر آتش آب یا بر روت خوی

میشد از چشم آن کمان ابرو و دل

از پی اش می رفت و گم می کرد پی

امشب از زلفت نخواهم داشت دست

رو موذن بانگ می زن گو که حی

چون بنی عامر بسی مجنون شوند

گر برون آید شبی لیلی زحی

نی دمی لب بر لب مطرب نهاد

چنگ را در زیر ناخن کرد پی

چنگ را بر دست مطرب نه دمی

گو رگش بخراش و بخروشش ز پی

عود بر آتش نه و منقل بسوز

غم مدار از شدت سرمای دی

آنکه بهر جرعه ای جان می دهد

جامه زو بستان و جامی ده به وی

با تو زین پس گر فلک خواری کند

باز گو در حضرت دارای ری

خسرو آفاق بخش آن کز سخاش

نامه حاتم ز نامش گشت طی

جام می پیش آرو چون حافظ مخور

غم که جم کی بود یا کاووس کی

ادامه‌ی اشعار منتسب

  1. شمارهٔ ۲۷نور خدا نمایدت آینهٔ مجردی
  2. شمارهٔ ۲۸دریغا خلعت حسن جوانی
  3. شمارهٔ ۲۹بلبل اندر ناله و، گُل خندهٔ خوش می‌زند
  4. شمارهٔ ۳۰برو ای زاهد و دعوت مکنم سوی بهشت
  5. شمارهٔ ۳۱می‌زنم هر نفس از دست فراقت فریاد
  6. شمارهٔ ۳۲عشقت نه سرسری‌ست که از دل به در شود
  7. شمارهٔ ۳۳ساقیا ساغر شراب بیار
  8. شمارهٔ ۳۴مباد کس چو من خسته مبتلای فراق
همه‌ی اشعار منتسب ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.