پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

اشعار منتسب

شمارهٔ ۲۷

نور خدا نمایدت آینهٔ مجردی

از در ما در آ اگر طالب عشق سرمدی

باده بده که دوزخ ار نام گناه ما برد

آب زند بر آتشش معجزهٔ محمدی

شعبده باز می کنی هر دم و نیست این روا

قال رسول ربنا ما انا قط من ددی

گر تو بدین جمال و فر، سوی چمن کنی گذر

سوسن و سرو و گل به تو جمله شوند مقتدی

مرغ دل تو حافظا بستهٔ دام آرزوست

ای متعلق خجل دم مزن از مجردی

ادامه‌ی اشعار منتسب

  1. شمارهٔ ۲۹بلبل اندر ناله و، گُل خندهٔ خوش می‌زند
  2. شمارهٔ ۳۰برو ای زاهد و دعوت مکنم سوی بهشت
  3. شمارهٔ ۳۱می‌زنم هر نفس از دست فراقت فریاد
  4. شمارهٔ ۳۲عشقت نه سرسری‌ست که از دل به در شود
  5. شمارهٔ ۳۳ساقیا ساغر شراب بیار
  6. شمارهٔ ۳۴مباد کس چو من خسته مبتلای فراق
  7. شمارهٔ ۳۵پدید آمد رسوم بی وفایی
  8. شمارهٔ ۳۶بیار باده و بازم رهان ز مخموری
همه‌ی اشعار منتسب ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.