پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

اشعار منتسب

شمارهٔ ۳۰

برو ای زاهد و دعوت مکنم سوی بهشت

که خدا در ازل از اهل بهشتم بسرشت

یک جو از خرمن هستی نتواند برداشت

هر که در کوی فنا در ره حق دانه نَکشت

تو و تسبیح و مصلا و ره زٌهد و صلاح

من و میخانه و زٌنار و ره دِیر و کنشت

منعم از می مکن ای صوفی صافی که حکیم

در ازل طینت ما را به می ناب سرشت

راحت از عیش بهشت و لب حورش نبود

هر که او دامن دلدار خود از دست بهشت

صوفی صاف بهشتی نبود زآنکه چو من

خرقه در میکده‌ها در گرو باده نهشت

حافظا لطف حق ار با تو عنایت دارد

باش فارغ ز غم دوزخ و ایمن ز بهشت

ادامه‌ی اشعار منتسب

  1. شمارهٔ ۳۲عشقت نه سرسری‌ست که از دل به در شود
  2. شمارهٔ ۳۳ساقیا ساغر شراب بیار
  3. شمارهٔ ۳۴مباد کس چو من خسته مبتلای فراق
  4. شمارهٔ ۳۵پدید آمد رسوم بی وفایی
  5. شمارهٔ ۳۶بیار باده و بازم رهان ز مخموری
  6. شمارهٔ ۳۷ای باد نسیم یار داری
  7. شمارهٔ ۳۸برو زاهد به امیدی که داری
  8. شمارهٔ ۳۹جای حضور و گلشن امن است این سرای
همه‌ی اشعار منتسب ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.