پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

اشعار منتسب

شمارهٔ ۳۸

برو زاهد به امیدی که داری

که دارم همچو تو امیدواری

به جز ساغر چه دارد لاله در دست

بیا ساقی بیاور آنچه داری

مرا در رسته دیوانگان کش

که مستی خوشتر است از هوشیاری

بپرهیز از من ای صوفی بپرهیز

که کردم توبه از پرهیزکاری

بیا دل در خم گیسوی او بند

اگر خواهی خلاصی رستگاری

به دور گل خدا را توبه بشکن

که عهد گل ندارد استواری

عزیزا نوبهار عمر بگذشت

چو بر طرف چمن باد بهاری

بیا حافظ به پند تلخ کن نوش

چرا عمری به غفلت می گذاری

ادامه‌ی اشعار منتسب

  1. شمارهٔ ۴۰شب از مطرب که دل خوش باد وی را
  2. شمارهٔ ۴۱لطف باشد گر نپوشى از گداها، روت را
  3. شمارهٔ ۴۲تا جمالت عاشقان را زد به وصل خود صلا
  4. شمارهٔ ۴۳خوشتر از کوی خرابات نباشد جایی
  5. شمارهٔ ۴۴چون در جهان خوبی امروز کامکاری
  6. شمارهٔ ۴۵ساقی اگرت هوای ما هی،
  7. شمارهٔ ۴۶برو ای طبیبم از سر که خبر ز سر ندارم
  8. شمارهٔ ۴۷دلبر و جانان من برد دل و جان من
همه‌ی اشعار منتسب ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.