پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

اشعار منتسب

شمارهٔ ۴۳

خوشتر از کوی خرابات نباشد جایی

که به پیرانه سرم دست دهد ماوایی

آرزو می‌کندم از تو چه پنهان دارم

شیشهٔ باده و طلعت خوش زیبایی

جای من دیر مغان است مروح وطنی

رای من رای بتان است مبارک رایی

چه کنی نوش که در دیر چو من شیدا نیست

نیست این جز سخن بوالهوس رعنایی

به ادب باش که هر کس نتواند گفتن

سخن پیر مگر برهمنی یا رایی

صنما غیر تو در خاطر ما کی گنجد

که مرا نیست به غیر از تو به کس پروایی

رحم کن بر دل مجروح خراب حافظ

زآن که هست از پی امروز یقین فردایی

ادامه‌ی اشعار منتسب

  1. شمارهٔ ۴۵ساقی اگرت هوای ما هی،
  2. شمارهٔ ۴۶برو ای طبیبم از سر که خبر ز سر ندارم
  3. شمارهٔ ۴۷دلبر و جانان من برد دل و جان من
  4. شمارهٔ ۴۸عید است و موسم گل، ساقی بیار باده
  5. شمارهٔ ۴۹ - رباعیروزی که فلک از تو بریده‌ست مرا
  6. شمارهٔ ۵۰اکنون که ز گل باز چمن شد چو بهشتی
  7. شمارهٔ ۵۱ - رباعیزآن بادهٔ دیرینهٔ دهقان پرورد
  8. شمارهٔ ۵۲ - رباعیشب رفت به پایان و حکایت باقیست
همه‌ی اشعار منتسب ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.