پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

اشعار منتسب

شمارهٔ ۴۸

عید است و موسم گل، ساقی بیار باده

هنگام گل که دیده بی می قدح نهاده

زین زهد و پارسایی بگرفت خاطر من

ساقی بده شرابی تا دل شود گشاده

صوفی که دی نصیحت می­کرد عاشقان را

امروز دیدمش مست، تقوا به باد داده

این یک دو روز دیگر گل را غنیمتی دان

گر عاشقی طرب جوی، با ساقیان ساده

گل رفت ای حریفان غافل چرا نشینید

بی­ بانگ رود و چنگ و بی یار و جام باده

در مجلس صبوحی دانی چه خوش نماید

عکس عذار ساقی در جام می فتاده

مطرب چو پرده سازد شاید اگر بخواهند

از طرز شعر حافظ در بزم شاهزاده

ادامه‌ی اشعار منتسب

  1. شمارهٔ ۵۰اکنون که ز گل باز چمن شد چو بهشتی
  2. شمارهٔ ۵۱ - رباعیزآن بادهٔ دیرینهٔ دهقان پرورد
  3. شمارهٔ ۵۲ - رباعیشب رفت به پایان و حکایت باقیست
  4. شمارهٔ ۵۳ - رباعییا کار به کام دل مجروح شود
  5. شمارهٔ ۵۴ - رباعیراه طلب تو خار غم‌ها دارد
  6. شمارهٔ ۵۵گفتم که خطا کردی و تدبیر نه این بود
  7. شمارهٔ ۵۶آفتاب از روی او شد در حجاب
  8. شمارهٔ ۵۷مدتی شد کآتش سودای تو در جان ماست
همه‌ی اشعار منتسب ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.