پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

اشعار منتسب

شمارهٔ ۵۵

گفتم که خطا کردی و تدبیر نه این بود

گفتا چه توان کرد که تقدیر چنین بود

گفتم که بسی خط خطا بر تو کشیدند

گفتا همه آن بود که بر لوح جبین بود

گفتم که چرا مهر تو را ماه بگردید؟

گفتا که فلک بر من بد مهر به کین بود

گفتم که قرین بدت افکند بدین روز

گفتا که مرا بخت بد خویش قرین بود

گفتم که بسی جام تعب خوردی ازین پیش

گفتا که شفا در قدح باز پسین بود

گفتم که تو ای عمر مرا زود برفتی

گفتا که فلانی چه کنم عمر همین بود؟

گفتم که نه وقت سفرت بود چو رفتی

گفتا که مگر مصلحت وقت درین بود

ادامه‌ی اشعار منتسب

  1. شمارهٔ ۵۷مدتی شد کآتش سودای تو در جان ماست
  2. شمارهٔ ۵۸آن کیست تا به حضرت سلطان ادا کند
  3. شمارهٔ ۵۹دل مبند ای مرد بخرد بر سخای عمر و زید
  4. شمارهٔ ۶۰تنم ز رنج فراوان همی نیاساید
  5. شمارهٔ ۶۱صباح جمعه بُد و سادس ربیع نخست
  6. شمارهٔ ۶۲درین وادی به بانگ سیل بشنو
  7. شمارهٔ ۶۳دل شوق لبت مدام دارد
  8. شمارهٔ ۶۴ز دل بر آمدم و کار بر نمی‌آید
همه‌ی اشعار منتسب ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.