پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

اشعار منتسب

شمارهٔ ۵۸

آن کیست تا به حضرت سلطان ادا کند

کز جور چرخ گشت شتر گربه‌ها پدید

رندی نشست بر سر سجّادۀ قضا

حیزی دگر به مرتبۀ سروری رسید

آن رند گفت چشم و چراغ انس منم

وآن حیز گفت نطفۀ داودم و فرید

ای آصف زمانه ز بهر خدا بگو

با خسروی که دولت او هست برمزید

شاها روا مدار که مفعول من یراد

گردد به روزگار تو فعّال من یرید

ادامه‌ی اشعار منتسب

  1. شمارهٔ ۶۰تنم ز رنج فراوان همی نیاساید
  2. شمارهٔ ۶۱صباح جمعه بُد و سادس ربیع نخست
  3. شمارهٔ ۶۲درین وادی به بانگ سیل بشنو
  4. شمارهٔ ۶۳دل شوق لبت مدام دارد
  5. شمارهٔ ۶۴ز دل بر آمدم و کار بر نمی‌آید
  6. شمارهٔ ۶۵سر ِ سودای تو اندر سر ما می‌گردد
  7. شمارهٔ ۶۶ساقی اندر قدحم باز می گلگون کرد
  8. شمارهٔ ۶۷من خرابم زغم یار خراباتی خویش
همه‌ی اشعار منتسب ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.