پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

اشعار منتسب

شمارهٔ ۶۱

صباح جمعه بُد و سادس ربیع نخست

که از دلم رخ آن ماهروی شد زائل

به سال هفتصد و شصت و چهار از هجرت

چو آب گشت به‌من حل حکایت مشکل

دریغ و درد و تأسف کجا دهد سودی

کنون که عمر به بازیچه رفت بی‌حاصل

ادامه‌ی اشعار منتسب

  1. شمارهٔ ۶۳دل شوق لبت مدام دارد
  2. شمارهٔ ۶۴ز دل بر آمدم و کار بر نمی‌آید
  3. شمارهٔ ۶۵سر ِ سودای تو اندر سر ما می‌گردد
  4. شمارهٔ ۶۶ساقی اندر قدحم باز می گلگون کرد
  5. شمارهٔ ۶۷من خرابم زغم یار خراباتی خویش
  6. شمارهٔ ۶۸نیست کس را ز کمند سر زلف تو خلاص
  7. شمارهٔ ۶۹حسن و جمال تو جهان جمله گرفت طول و عرض
  8. شمارهٔ ۷۰گرد عذار یار من تا بنوشت گرد خط
همه‌ی اشعار منتسب ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.