پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

اشعار منتسب

شمارهٔ ۷۰

گرد عذار یار من تا بنوشت گرد خط

ماه ز حسن روی او راست فتاد در غلط

از هوس لبش که آن ز آب حیات خوشتر است

گشته روان ز دیدام چشمه آب همچو شط

گر به غلامی خودم شاه قبول می کند

تا به مبارکی دهم بنده به بندگیش خط

گر به هوات می دهم گر مثال جان ودل

گاه به آب می کشم آتش عشق تو چو بط

آب حیات حافظا گشته خجل ز طبع تو

کس به هوای عشق او شعر نگفت از این نمط

ادامه‌ی اشعار منتسب

  1. شمارهٔ ۷۲ای برده دلم را تو بدین شکل و شمایل
  2. شمارهٔ ۷۳الم یأن للحباب أن یترحموا
  3. شمارهٔ ۷۴خیر مقدم مرحبا ای طایر میمون قدم
  4. شمارهٔ ۷۵نصیبِ من چو خرابات کرده است اِله
  5. شمارهٔ ۷۶هر که آمد در جهان پر ز شور
  6. شمارهٔ ۷۷در این وادی به بانگ سیل بشنو
  7. شمارهٔ ۷۸ای داده بیاد دوستداری
  8. شمارهٔ ۷۹فساد چرخ نبینیم و نشنویم همی
همه‌ی اشعار منتسب ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.