پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

اشعار منتسب

شمارهٔ ۷۵

نصیبِ من چو خرابات کرده است اِله

در این میانه بگو، زاهدا! مرا چه گناه‌؟

کسی که در ازلش، جام مِیْ نصیب افتاد

چرا به حشر کنند، این گناه از او در خواه‌؟

بگو به زاهدِ سالوسِ خرقهْ پوشِ دو رُوی:

که دستِ زرق دراز است و آستین کوتاه

تو خرقه را، ز برای ریا همی پوشی

که تا به زرق بری، بندگانِ حق از راه

غلامِ همّتِ رندانِ بی‌سروپایم!

که هر دو کَوْن نیارزد به پیششان یک کاه

مراد من ز خرابات، چون که حاصل شد

دلم ز مدرسه و خانقاه گشت سیاه

برو گدای دَرِ هر گدای شو حافظ!

تو این مراد نیابی، مگر به شیءِ اللّٰه

ادامه‌ی اشعار منتسب

  1. شمارهٔ ۷۷در این وادی به بانگ سیل بشنو
  2. شمارهٔ ۷۸ای داده بیاد دوستداری
  3. شمارهٔ ۷۹فساد چرخ نبینیم و نشنویم همی
  4. شمارهٔ ۸۰ز خواب مستی دوشین چو دیده بگشودم
  5. شمارهٔ ۸۱حسن این نظم از بیان مستغنی است‌
  6. شمارهٔ ۸۲کل قند شعر من ز بنفشه شکر رباست
  7. شمارهٔ ۸۳شاها مبشری ز بهشتم رسیده است
  8. شمارهٔ ۸۴دل منه ای جان من بر خواجه و شاه و وزیر
همه‌ی اشعار منتسب ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.