پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

اشعار منتسب

شمارهٔ ۷۷

در این وادی به بانگ سیل بشنو

که صد من خون مظلومان به یک جو

پر جبریل را اینجا بسوزند

بدان تا کودکان آتش فروزند

سخن گفتن که را یاراست اینجا

تعالی الله چه استغناست اینجا

برو حافظ در این معرض مزن دم

سخن کوتاه کن والله اعلم

ادامه‌ی اشعار منتسب

  1. شمارهٔ ۷۹فساد چرخ نبینیم و نشنویم همی
  2. شمارهٔ ۸۰ز خواب مستی دوشین چو دیده بگشودم
  3. شمارهٔ ۸۱حسن این نظم از بیان مستغنی است‌
  4. شمارهٔ ۸۲کل قند شعر من ز بنفشه شکر رباست
  5. شمارهٔ ۸۳شاها مبشری ز بهشتم رسیده است
  6. شمارهٔ ۸۴دل منه ای جان من بر خواجه و شاه و وزیر
  7. شمارهٔ ۸۵بگذشتن فرصت ای برادر
  8. شمارهٔ ۸۶هنگام بهار است گل لاله و نسرین
همه‌ی اشعار منتسب ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.