پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

اشعار منتسب

شمارهٔ ۷۲

ای برده دلم را تو بدین شکل و شمایل

پروای کست نیست جهانی به تو مایل

گه آه کشم از دل و گه تیر تو ای جان

پیش تو چه گویم که چه‌ها می کشم از دل

وصف لب لعل تو چه گویم به رقیبان

نیکو نبود معنی رنگین بر جاهل

هر روز چو حسنت ز دگر روز فزون است

مه را نتوان کرد به روی تو مقابل

دل بردی و جان می‌دهمت غم چه فرستی

چون نیک غمینیم چه حاجت به محصل

حافظ چو تو پا در حرم عشق نهادی

در دامن او دست زن و از همه بگسل

ادامه‌ی اشعار منتسب

  1. شمارهٔ ۷۴خیر مقدم مرحبا ای طایر میمون قدم
  2. شمارهٔ ۷۵نصیبِ من چو خرابات کرده است اِله
  3. شمارهٔ ۷۶هر که آمد در جهان پر ز شور
  4. شمارهٔ ۷۷در این وادی به بانگ سیل بشنو
  5. شمارهٔ ۷۸ای داده بیاد دوستداری
  6. شمارهٔ ۷۹فساد چرخ نبینیم و نشنویم همی
  7. شمارهٔ ۸۰ز خواب مستی دوشین چو دیده بگشودم
  8. شمارهٔ ۸۱حسن این نظم از بیان مستغنی است‌
همه‌ی اشعار منتسب ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.