پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

اشعار منتسب

شمارهٔ ۶۲

درین وادی به بانگ سیل بشنو

که صد من خون مظلومان به یک جو

پر جبریل را اینجا بسوزند

بدان تا کودکان آتش فروزند

سخن گفتن که‌را یاراست اینجا؟

تعالی اله چه استغناست اینجا

برو حافظ درین معرض مزن دم

سخن کوتاه کن والله اعلم

ادامه‌ی اشعار منتسب

  1. شمارهٔ ۶۴ز دل بر آمدم و کار بر نمی‌آید
  2. شمارهٔ ۶۵سر ِ سودای تو اندر سر ما می‌گردد
  3. شمارهٔ ۶۶ساقی اندر قدحم باز می گلگون کرد
  4. شمارهٔ ۶۷من خرابم زغم یار خراباتی خویش
  5. شمارهٔ ۶۸نیست کس را ز کمند سر زلف تو خلاص
  6. شمارهٔ ۶۹حسن و جمال تو جهان جمله گرفت طول و عرض
  7. شمارهٔ ۷۰گرد عذار یار من تا بنوشت گرد خط
  8. شمارهٔ ۷۱ز چشم بد رخ خوب تو را خدا حافظ
همه‌ی اشعار منتسب ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.