پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

اشعار منتسب

شمارهٔ ۳۷

ای باد نسیم یار داری

زآن نفحهٔ مشکبار داری

زنهار! مکن درازدستی

با طرهٔ او چه کار داری؟

ای گل! تو کجا و روی زیباش

او مشک و تو بار خار داری

نرگس! تو کجا و چشم مستش

او سرخوش و تو خمار داری

ریحان! تو کجا و خط سبزش

او تازه و تو غبار داری

ای سرو! تو با قد بلندش

در باغ چه اعتبار داری

ای عقل! تو با وجود عشقش

در دست چه اختیار داری؟

روزی برسی به وصل! حافظ

گر طاقت انتظار داری!

ادامه‌ی اشعار منتسب

  1. شمارهٔ ۳۹جای حضور و گلشن امن است این سرای
  2. شمارهٔ ۴۰شب از مطرب که دل خوش باد وی را
  3. شمارهٔ ۴۱لطف باشد گر نپوشى از گداها، روت را
  4. شمارهٔ ۴۲تا جمالت عاشقان را زد به وصل خود صلا
  5. شمارهٔ ۴۳خوشتر از کوی خرابات نباشد جایی
  6. شمارهٔ ۴۴چون در جهان خوبی امروز کامکاری
  7. شمارهٔ ۴۵ساقی اگرت هوای ما هی،
  8. شمارهٔ ۴۶برو ای طبیبم از سر که خبر ز سر ندارم
همه‌ی اشعار منتسب ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.