پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

اشعار منتسب

شمارهٔ ۳۹

جای حضور و گلشن امن است این سرای

زین در به شادمانی و عیش و طرب در آی

ای کاخ دولتی ز چه خاکی؟ که مدرج است

در شاخسار گلشن تو سایهٔ همای

هر صبح در هوای درت می‌کند صبوح

جمشید تخت چرخ به جام جهان‌نمای

فرخنده نوگل تو چمن را حیات‌ده

جعد بنفشهٔ تو صبا را گره‌گشای

خورشید در هوای تو چون ذره پای‌کوب

جمشید در حریم تو چون بندگان بپای

حافظ مقیم درگه او باش و عیش کن

کاندر بهشت بهتر از این گوشه نیست جای

ادامه‌ی اشعار منتسب

  1. شمارهٔ ۴۱لطف باشد گر نپوشى از گداها، روت را
  2. شمارهٔ ۴۲تا جمالت عاشقان را زد به وصل خود صلا
  3. شمارهٔ ۴۳خوشتر از کوی خرابات نباشد جایی
  4. شمارهٔ ۴۴چون در جهان خوبی امروز کامکاری
  5. شمارهٔ ۴۵ساقی اگرت هوای ما هی،
  6. شمارهٔ ۴۶برو ای طبیبم از سر که خبر ز سر ندارم
  7. شمارهٔ ۴۷دلبر و جانان من برد دل و جان من
  8. شمارهٔ ۴۸عید است و موسم گل، ساقی بیار باده
همه‌ی اشعار منتسب ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.