پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

اشعار منتسب

شمارهٔ ۴۰

شب از مطرب که دل خوش باد وی را

شنیدم نالهٔ جانسوز نى را

چنان در سوز من سازش اثر کرد

که بى‌رقّت ندیدم هیچ شی را

حریفى بد مرا ساقى که در شب

ز زلف و رخ نمودى شمس و فى را

چو شوقم دید در ساغر مى‌ افزود

بگفتم ساقى فرخنده پى را

رهانیدى مرا از قید هستى

چو پیمودى پیاپى جام مى را

حماک الله عن شرّ النوائب

جزاک الله فى الدّارین خیرا

چو بی‌خود گشت حافظ کى شمارد

به یک جو ملکت کاووس کى را

ادامه‌ی اشعار منتسب

  1. شمارهٔ ۴۲تا جمالت عاشقان را زد به وصل خود صلا
  2. شمارهٔ ۴۳خوشتر از کوی خرابات نباشد جایی
  3. شمارهٔ ۴۴چون در جهان خوبی امروز کامکاری
  4. شمارهٔ ۴۵ساقی اگرت هوای ما هی،
  5. شمارهٔ ۴۶برو ای طبیبم از سر که خبر ز سر ندارم
  6. شمارهٔ ۴۷دلبر و جانان من برد دل و جان من
  7. شمارهٔ ۴۸عید است و موسم گل، ساقی بیار باده
  8. شمارهٔ ۴۹ - رباعیروزی که فلک از تو بریده‌ست مرا
همه‌ی اشعار منتسب ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.