پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

اشعار منتسب

شمارهٔ ۲۳

ببین هلالِ محرّم بخواه ساغر راح

که ماه اَمن و اَمان است و سال صلح و صلاح

نزاع بر سر دنیای دون گدا نکند

به پادشه بِنه ای نور دیده کوی فلاح

عزیز دار زمانِ وصال را، کـ‌آن دَم

مقابلِ شبِ‌قدر است و روزِ اِستِفتاح

بیار باده که روزش به خیر خواهد بود

هر آن که جام صبوحی نهد چراغ صباح

کدام طاعتِ شایسته آید از من مست

که بانگِ شام ندانم ز فالق الاصباح

دلا تو غافلی از کار خویش و می‌ترسم

که کس درت نگشاید چو گم کنی مفتاح

به بوی وصل چو حافظ شبی به روز آور

که بشکفد گل بختت ز جانبِ فتّاح

زمان شاه شجاع است و دور حکمت و شرع

به راحت دل و جان کوش در صباح و رواح

ادامه‌ی اشعار منتسب

  1. شمارهٔ ۲۵ای ز شرم عارضت گل کرده خوی
  2. شمارهٔ ۲۶به فر دولت گیتی فروز شاه شجاع
  3. شمارهٔ ۲۷نور خدا نمایدت آینهٔ مجردی
  4. شمارهٔ ۲۸دریغا خلعت حسن جوانی
  5. شمارهٔ ۲۹بلبل اندر ناله و، گُل خندهٔ خوش می‌زند
  6. شمارهٔ ۳۰برو ای زاهد و دعوت مکنم سوی بهشت
  7. شمارهٔ ۳۱می‌زنم هر نفس از دست فراقت فریاد
  8. شمارهٔ ۳۲عشقت نه سرسری‌ست که از دل به در شود
همه‌ی اشعار منتسب ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.