پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

اشعار منتسب

شمارهٔ ۲۰

من دوش پنهان می‌شدم تا قصر جانان سنگنک

نرمک نهادم پای را رفتم به ایوان سنگنک

دیدم نگار نازنین بر تخت زر در خواب خوش

من از نهیب بیم او چون بید لرزان سنگنک

کردم دو انگشتان دراز آهستهک آهستهک

برداشتم برقع به ناز از ماه تابان سنگنک

یک نیمه نرگس باز کرد از خواب جنبانید سر

شد بر رخ همچون مهش زلف پریشان سنگنک

گفتا به من ای باهنر گفتم منم مسکین تو

تا گر کسی یابد خبر ای راحت جان سنگنک

باری به کام خویشتن آوردمش در بر دمی

بانگ نوا زد آن زمان مرغ سحرخوان سنگنک

گفتا که حافظ خیز و رو صبح است بر ایوان شاه

بر شاه خوان این قصه را از خلق پنهان سنگنک

ادامه‌ی اشعار منتسب

  1. شمارهٔ ۲۲گر زلف پریشانت در دست صبا افتد
  2. شمارهٔ ۲۳ببین هلالِ محرّم بخواه ساغر راح
  3. شمارهٔ ۲۴ - ساقی‌نامهٔ ۹من ار زآن که گردم به مستی هلاک
  4. شمارهٔ ۲۵ای ز شرم عارضت گل کرده خوی
  5. شمارهٔ ۲۶به فر دولت گیتی فروز شاه شجاع
  6. شمارهٔ ۲۷نور خدا نمایدت آینهٔ مجردی
  7. شمارهٔ ۲۸دریغا خلعت حسن جوانی
  8. شمارهٔ ۲۹بلبل اندر ناله و، گُل خندهٔ خوش می‌زند
همه‌ی اشعار منتسب ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.