پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

اشعار منتسب

شمارهٔ ۱۸

ای در چمن خوبی رویت چو گل خودرو

چین شکن زلفت چون نافهٔ چین خوش بو

ماه است رخت یا روز؟ مشک است خطت یا شب؟

سیم است برت یا عاج؟ سنگ است دلت یا رو؟

لعلت به در دندان بشکست لب پسته

زلفت به خم چوگان بربود دلم چون گو

آن رایحهٔ زلف است یا لخلخهٔ عنبر؟

یا غالیه می‌ساید در باغچه حسن او؟

گفتی سخن خود را با یار بباید گفت

ای کاش توانستی گفتن سخنی با او

بدگوی تو آن باشد کز یار کند منعت

گر یار نکو باشد مشنو سخن بدگو

با ما به از این می‌باش تا راز نگردد فاش

نبود بد اگر باشی با دلشدگان نیکو

استاد سخن سعدیست پیش همه کس اما

دارد سخن حافظ طرز سخن خواجو

ادامه‌ی اشعار منتسب

  1. شمارهٔ ۲۰من دوش پنهان می‌شدم تا قصر جانان سنگنک
  2. شمارهٔ ۲۱مطرب خوش‌نوا بگو تازه به تازه نو به نو
  3. شمارهٔ ۲۲گر زلف پریشانت در دست صبا افتد
  4. شمارهٔ ۲۳ببین هلالِ محرّم بخواه ساغر راح
  5. شمارهٔ ۲۴ - ساقی‌نامهٔ ۹من ار زآن که گردم به مستی هلاک
  6. شمارهٔ ۲۵ای ز شرم عارضت گل کرده خوی
  7. شمارهٔ ۲۶به فر دولت گیتی فروز شاه شجاع
  8. شمارهٔ ۲۷نور خدا نمایدت آینهٔ مجردی
همه‌ی اشعار منتسب ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.