پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

اشعار منتسب

شمارهٔ ۱۳

صبا به مقدم گل راح روح بخشد باز

کجاست بلبل خوشگوی؟ گو برآر آواز!

چه حلقه‌ها که زدم بر در دل از سر سوز

به بوی روز وصال تو در شبان دراز

دلا! ز هجر مکن ناله، زان که در عالم

غم است و شادی و خار و گل و نشیب و فراز

شبی وصال سحرگه ز بخت خواسته‌ام

که با تو شرح سرانجام خود کنم آغاز

به هیچ در نروم بعد از این ز حضرت دوست

چو کعبه یافتم آیم ز بت‌پرستی باز

ز طرهٔ تو پریشانی دلم شد فاش

ز مشک نیست غریب آری ار بود غماز

هزار دیده به روی تو ناظرند و تو خود

نظر به روی کسی بر نمی‌کنی از ناز

امید قد تو می‌داشتم ز بخت بلند

نسیم زلف تو می‌خواستم ز عمر دراز

غبار خاطر ما چشم خصم کور کند

تو رخ به خاک نه ای حافظ و بر آر نماز

ادامه‌ی اشعار منتسب

  1. شمارهٔ ۱۵به جد و جهد چو کاری نمی‌رود از پیش
  2. شمارهٔ ۱۶رهروان را عشق بس باشد دلیل
  3. شمارهٔ ۱۷روز عید است و من امروز در آن تدبیرم
  4. شمارهٔ ۱۸ای در چمن خوبی رویت چو گل خودرو
  5. شمارهٔ ۱۹ای از فروغ رویت روشن چراغ دیده
  6. شمارهٔ ۲۰من دوش پنهان می‌شدم تا قصر جانان سنگنک
  7. شمارهٔ ۲۱مطرب خوش‌نوا بگو تازه به تازه نو به نو
  8. شمارهٔ ۲۲گر زلف پریشانت در دست صبا افتد
همه‌ی اشعار منتسب ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.