پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

۳۵۷ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۸۱ باده نوشان بیخود از جام تواند
  2. شمارهٔ ۱۸۲ بهار شد که جهان خرمی ز سر گیرد
  3. شمارهٔ ۱۸۳ عشق آمد و یکباره ز خود بی خبرش کرد
  4. شمارهٔ ۱۸۴ میرود نیسان و میآید ایار
  5. شمارهٔ ۱۸۵ نبیند روی لیلی کس در این دار
  6. شمارهٔ ۱۸۶ بر چهره تو طره پیراسته خوشتر
  7. شمارهٔ ۱۸۷ الا تا کی حدیث از عمر و عمار
  8. شمارهٔ ۱۸۸ ای گشته یک امروز تو از محفل ما دور
  9. شمارهٔ ۱۸۹ در دشت مرو بصید نخجیر
  10. شمارهٔ ۱۹۰ چه خوش است آنکه شبی از سر شب تا بسحر
  11. شمارهٔ ۱۹۱ بر خیز که خاست باد شبگیر
  12. شمارهٔ ۱۹۲ خواجه در آرزوی عمر دراز
  13. شمارهٔ ۱۹۳ شوریست عجب در سر شوریده سران باز
  14. شمارهٔ ۱۹۴ بر وی درازتر شود این آرزو و آز
  15. شمارهٔ ۱۹۵ زان طره در هم دل آویز
  16. شمارهٔ ۱۹۶ گوهر خود را هویدا کن کمال این است و بس
  17. شمارهٔ ۱۹۷ خروس صبح زد سبوح و قدوس
  18. شمارهٔ ۱۹۸ نوبتی صبح فرو کوفت کوس
  19. شمارهٔ ۱۹۹ نه درد جوی و نه اندر هوای درمان باش
  20. شمارهٔ ۲۰۰ گفته بودی کز پریشانی شدم چون موی خویش
  21. شمارهٔ ۲۰۱ حلقه در گوش چو دف چنگ صفت سر در پیش
  22. شمارهٔ ۲۰۲ دل نبندی بچرخ و دورانش
  23. شمارهٔ ۲۰۳ بدستم افتد اگر باز زلف پر شکنش
  24. شمارهٔ ۲۰۴ ای آفت جان و فتنه هوش
  25. شمارهٔ ۲۰۵ تو خواجه‌ای و منت چون غلامِ حلقه‌به‌گوش
  26. شمارهٔ ۲۰۶ هر چه آید ز رنج و راحت پیش
  27. شمارهٔ ۲۰۷ گر دماغت تر نشد ای شیخ شهر از جام عشق
  28. شمارهٔ ۲۰۸ چون گریزد شیخ شهر از نام عشق
  29. شمارهٔ ۲۰۹ نزند دم فلک بجز دم عشق
  30. شمارهٔ ۲۱۰ باز رسید از یمن، نفخه زحمن عشق
  31. شمارهٔ ۲۱۱ نیمه از خاک و نیمه از افلاک
  32. شمارهٔ ۲۱۲ رفت از عمرم ای پسر چل سال
  33. شمارهٔ ۲۱۳ چند از این ترهات بیحاصل
  34. شمارهٔ ۲۱۴ هر روز به دیدار تو آیم ز در دل
  35. شمارهٔ ۲۱۵ هر چه در قرآن خدا فرموده از خمرو عسل
  36. شمارهٔ ۲۱۶ شکرلله که شدی باخبر از عالم دل
  37. شمارهٔ ۲۱۷ این خواجه گر رهد ز غم و حسرت اجل
  38. شمارهٔ ۲۱۸ گرد لعل دلفریبت کرده منزل تیره خال
  39. شمارهٔ ۲۱۹ میرود اندیشه عشق تو چون جان در تنم
  40. شمارهٔ ۲۲۰ هان و هان ای بهار فضل و کمال
  41. شمارهٔ ۲۲۱ امشب بدر پیر مغان ولوله داریم
  42. شمارهٔ ۲۲۲ چنان دیوانه و بیهوش و مستم
  43. شمارهٔ ۲۲۳ بخاطر از کسی باری ندارم
  44. شمارهٔ ۲۲۴ افتد که شبی از کف تو جام ستانیم
  45. شمارهٔ ۲۲۵ ما بپای خم می سر بشکنیم
  46. شمارهٔ ۲۲۶ مستانه باز تا در میخانه میروم
  47. شمارهٔ ۲۲۷ تا بکی همراهی این عقل سرگردان کنم
  48. شمارهٔ ۲۲۸ نیمه هشیاریم و یک نیم دگر مستانه‌ایم
  49. شمارهٔ ۲۲۹ خداوندا عجب شوریده رائیم
  50. شمارهٔ ۲۳۰ بجرم آنکه تو خون کرده ای دل ما را
  51. شمارهٔ ۲۳۱ بنده ام بنده ولی بیخردم
  52. شمارهٔ ۲۳۲ در این خرمن گدائی خوشه چینم
  53. شمارهٔ ۲۳۳ دوش دو بهره نرفته ز شبم
  54. شمارهٔ ۲۳۴ ما بیخودان مست که رند و قلندریم
  55. شمارهٔ ۲۳۵ - درباره منزل خود در رود کنگ در رود کنگ دره تنگی گرفته‌ایم
  56. شمارهٔ ۲۳۶ ای خواجه با تو من سخنی مختصر کنم
  57. شمارهٔ ۲۳۷ گر تو می در خواب خوردی، ما به بیداری زنیم
  58. شمارهٔ ۲۳۸ زر چه باشد که نثار کف پای تو کنم
  59. شمارهٔ ۲۳۹ بتقریبی ز ما گاهی ببر نام
  60. شمارهٔ ۲۴۰ یک بوسه زلعل لب دلجوی تو خواهم

متن اشعار به نقل از گنجور.