پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۲

خواجه در آرزوی عمر دراز

که رسد ناگهش زمانه فراز

ملک الموت گویدش در گوش

که فراز آمد آن زمان دراز

خسته گرددش هر دو دست قوی

بسته گرددش هر دو دیده باز

گویدش روز عیش رفت، مبال

گویدش وقت طیش رفت، مناز

که برفتت زمان جلوه و کبر

که برفتت زمان عشوه و ناز

نشود چاره ساز ناله، و درد

نشود سودمند، عجز و نیاز

رنج بردی و گرد کردی گنج

مکر روباه بود و صید گراز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۴بر وی درازتر شود این آرزو و آز
  2. شمارهٔ ۱۹۵زان طره در هم دل آویز
  3. شمارهٔ ۱۹۶گوهر خود را هویدا کن کمال این است و بس
  4. شمارهٔ ۱۹۷خروس صبح زد سبوح و قدوس
  5. شمارهٔ ۱۹۸نوبتی صبح فرو کوفت کوس
  6. شمارهٔ ۱۹۹نه درد جوی و نه اندر هوای درمان باش
  7. شمارهٔ ۲۰۰گفته بودی کز پریشانی شدم چون موی خویش
  8. شمارهٔ ۲۰۱حلقه در گوش چو دف چنگ صفت سر در پیش
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.