پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۱

حلقه در گوش چو دف چنگ صفت سر در پیش

بزنم یا بنواز این تو و این بنده خویش

نشود از تو گذشتن که توئی راحت جان

نشود بی تو نشستن که توئی مرهم ریش

مدعی در پس دیوار و تو در پیش نظر

من لب دوست گزم، دشمن بدبین لب خویش

زلف خود را بکفم نه که بخاطر جمعی

مو بمو قصه دل گویم و این زلف پریش

یار بگشاده رخ و بزم زاغیار تهی

در فرو بسته حبیب از رخ بیگانه و خویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۳بدستم افتد اگر باز زلف پر شکنش
  2. شمارهٔ ۲۰۴ای آفت جان و فتنه هوش
  3. شمارهٔ ۲۰۵تو خواجه‌ای و منت چون غلامِ حلقه‌به‌گوش
  4. شمارهٔ ۲۰۶هر چه آید ز رنج و راحت پیش
  5. شمارهٔ ۲۰۷گر دماغت تر نشد ای شیخ شهر از جام عشق
  6. شمارهٔ ۲۰۸چون گریزد شیخ شهر از نام عشق
  7. شمارهٔ ۲۰۹نزند دم فلک بجز دم عشق
  8. شمارهٔ ۲۱۰باز رسید از یمن، نفخه زحمن عشق
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.