پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۳

بدستم افتد اگر باز زلف پر شکنش

پریش تر کنم از کار و بار خویشتنش

بخایم آن لب و دندان چون شکر چندان

که جوی خون رود از لعل لب، چو چشم منش

منش چگونه توانم که در بغل گیرم

که تاب جامه ندارد ز نازکی بدنش

چه گلشنی است پر از میوه لیک حیف که دست

نمیرسد به به و سیب غارض و ذقنش

چه باغ خرم سبزی است لیک نتوان چید

گلی ز نسترن و غنچه ای ز یاسمنش

اگر بنزد لبش، پسته لب بخنده گشاد

غمین مشو که بیک سنگ خورد شد دهنش

کدام باغ در اینشهر و این دیار حبیب

چه او گلی و چو من بلبلی است در چمنش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۵تو خواجه‌ای و منت چون غلامِ حلقه‌به‌گوش
  2. شمارهٔ ۲۰۶هر چه آید ز رنج و راحت پیش
  3. شمارهٔ ۲۰۷گر دماغت تر نشد ای شیخ شهر از جام عشق
  4. شمارهٔ ۲۰۸چون گریزد شیخ شهر از نام عشق
  5. شمارهٔ ۲۰۹نزند دم فلک بجز دم عشق
  6. شمارهٔ ۲۱۰باز رسید از یمن، نفخه زحمن عشق
  7. شمارهٔ ۲۱۱نیمه از خاک و نیمه از افلاک
  8. شمارهٔ ۲۱۲رفت از عمرم ای پسر چل سال
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.