پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۷

گر دماغت تر نشد ای شیخ شهر از جام عشق

بر زبان تکرار کن تا میتوانی نام عشق

هست در خاطر مرا از قول میر عاشقان

نام عشق آخر کشد دل را بسوی جام عشق

عقل و دین در سایه دیوار عشق افتاده پست

میزند طبل و علم خورشید جان بر بام عشق

عقل را باید بریدن سر بجای گوسفند

ای خلیل جان، گر از دل بسته ای احرام عشق

در ره عشق آنچه آید عاشقانرا باک نیست

کز دم ابلیس افتد آدم اندر دام عشق

میزند دریای خون، موج از گلوی عاشقان

بر نیامد باز از این عاشق کشیها کام عشق

از لب و چشم بتان رمزی بگو با عاشقان

خوش کن این دلها بنقل پسته و بادام عشق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۹نزند دم فلک بجز دم عشق
  2. شمارهٔ ۲۱۰باز رسید از یمن، نفخه زحمن عشق
  3. شمارهٔ ۲۱۱نیمه از خاک و نیمه از افلاک
  4. شمارهٔ ۲۱۲رفت از عمرم ای پسر چل سال
  5. شمارهٔ ۲۱۳چند از این ترهات بیحاصل
  6. شمارهٔ ۲۱۴هر روز به دیدار تو آیم ز در دل
  7. شمارهٔ ۲۱۵هر چه در قرآن خدا فرموده از خمرو عسل
  8. شمارهٔ ۲۱۶شکرلله که شدی باخبر از عالم دل
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.