پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۵

هر چه در قرآن خدا فرموده از خمرو عسل

بود از لعل لب دلجوی تو ضرب المثل

زان بهشت نسیه، کش زاهد بفردا وعده داد

نقد وقت عارفان امروز شد نعم البدل

داستان حال شیخ و زاهد است ایدوستان

هر چه آمد در کتاب حق ز علم بی عمل

عهد پیر و کاخ میخانه است آن قصر مشید

کش نخواهی دید هرگز در همه گیتی خلل

دولت دنیا پرستان عاقبت بی دولتی است

گوش جان بگشا و بشنو هر دم الدنیا دول

العجل ایعاشقان کوی جانان، العجل

ملک دنیا سهل دان اله اعلی و اجل

شه بر آن نادان که از بیدانشی درتیه جهل

من و سلوی را بدل می‌خواهد از فوم و بصل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۷این خواجه گر رهد ز غم و حسرت اجل
  2. شمارهٔ ۲۱۸گرد لعل دلفریبت کرده منزل تیره خال
  3. شمارهٔ ۲۱۹میرود اندیشه عشق تو چون جان در تنم
  4. شمارهٔ ۲۲۰هان و هان ای بهار فضل و کمال
  5. شمارهٔ ۲۲۱امشب بدر پیر مغان ولوله داریم
  6. شمارهٔ ۲۲۲چنان دیوانه و بیهوش و مستم
  7. شمارهٔ ۲۲۳بخاطر از کسی باری ندارم
  8. شمارهٔ ۲۲۴افتد که شبی از کف تو جام ستانیم
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.