پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۳

بخاطر از کسی باری ندارم

بعالم با کسی کاری ندارم

در این گلشن که نزهتگاه جان است

تعلق با گل و خاری ندارم

نباشد قصد آزارم کسی را

که با کس قصد آزاری ندارم

بجز نزهتگه جان و دل خویش

هوای سیر گلزاری ندارم

مرا چون جز خرابی مقصدی نیست

دگر حاجت بمعماری ندارم

نهفته نیست در جیبم زر و سیم

که بیم از دزد و طراری ندارم

کند عیبم برندی شیخ و زاهد

من از عیبی چنین، عاری ندارم

نه در مسجد پذیرندم نه در دیر

که تسبیحی و زناری ندارم

نشان از شید شیخ و زرق زاهد

بغیر از دلق و دستاری ندارم

که در دست از متاع خر فروشان

بجز پالان و افساری ندارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۵ما بپای خم می سر بشکنیم
  2. شمارهٔ ۲۲۶مستانه باز تا در میخانه میروم
  3. شمارهٔ ۲۲۷تا بکی همراهی این عقل سرگردان کنم
  4. شمارهٔ ۲۲۸نیمه هشیاریم و یک نیم دگر مستانه‌ایم
  5. شمارهٔ ۲۲۹خداوندا عجب شوریده رائیم
  6. شمارهٔ ۲۳۰بجرم آنکه تو خون کرده ای دل ما را
  7. شمارهٔ ۲۳۱بنده ام بنده ولی بیخردم
  8. شمارهٔ ۲۳۲در این خرمن گدائی خوشه چینم
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.