پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۲

در این خرمن گدائی خوشه چینم

گدایان دگر دائم بکینم

فزون رفت از شب و روزم چهل سال

که پا بند اندر این شک و یقینم

بدین درگه ز پستی وز بلندی

ندانم کاسمانم یا زمینم

نمیدانم ز نور یا ظلامم

نمیدانم زکفرم یا ز دینم

بدان سویم که میل خواجه باشد

نمیدانم در آنم یا در اینم

وطن بنموده خوکی در سرایم

هجوم آورده شیری بر عرینم

ستاده دیوی اندر آستانم

فتاده ماری اندر آستینم

نمیدانم سلیمان یا هریمن

شد از از روز ازل نقش نگینم

ز آدم زاده ام، مانند آدم

همیشه در فغان و در حنینم

بغیر از ربنا انا ظلمنا

نباشد نغمه قلب حزینم

یکی روباه حیلت گر ز جادو

فتاده روز و شب در پوستینم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۴ما بیخودان مست که رند و قلندریم
  2. شمارهٔ ۲۳۵ - درباره منزل خود در رود کنگدر رود کنگ دره تنگی گرفته‌ایم
  3. شمارهٔ ۲۳۶ای خواجه با تو من سخنی مختصر کنم
  4. شمارهٔ ۲۳۷گر تو می در خواب خوردی، ما به بیداری زنیم
  5. شمارهٔ ۲۳۸زر چه باشد که نثار کف پای تو کنم
  6. شمارهٔ ۲۳۹بتقریبی ز ما گاهی ببر نام
  7. شمارهٔ ۲۴۰یک بوسه زلعل لب دلجوی تو خواهم
  8. شمارهٔ ۲۴۱ما راز نهانیم که در قلب جهانیم
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.