پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۴

ما بیخودان مست که رند و قلندریم

در آب ماهییم و در آتش سمندریم

خسرو مکانتیم و بظاهر نیازمند

درویش صورتیم و بمعنی توانگریم

مفروش خواجه کبرو تعنت بما که ما

ملک جهان بیک خم ابرو نمیخریم

با عشق زنده ایم و با خلاق مرده ایم

با دوست بنده ایم و بآفاق سروریم

خجلت بریم بس ببر پیر میفروش

فصل بهار اگر عوض باده، غم خوریم

در خاوریم بی کس و تنها چو آفتاب

الحق که ماه نخشب و خورشید خاوریم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۶ای خواجه با تو من سخنی مختصر کنم
  2. شمارهٔ ۲۳۷گر تو می در خواب خوردی، ما به بیداری زنیم
  3. شمارهٔ ۲۳۸زر چه باشد که نثار کف پای تو کنم
  4. شمارهٔ ۲۳۹بتقریبی ز ما گاهی ببر نام
  5. شمارهٔ ۲۴۰یک بوسه زلعل لب دلجوی تو خواهم
  6. شمارهٔ ۲۴۱ما راز نهانیم که در قلب جهانیم
  7. شمارهٔ ۲۴۲از قول دوست ما بیکی مرحبا خوشیم
  8. شمارهٔ ۲۴۳چون شود سردی فزون کار می و ساغر کنم
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.