پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۲

از قول دوست ما بیکی مرحبا خوشیم

با یک رسالت از دم باد صبا خوشیم

در بارگاه دوست اگر نیست راه ما

در کلبه فقر و سرای گدا خوشیم

گر بگسلند خلق همه دوستی زما

رنجیده نیستیم که ما با خدا خوشیم

خوش باد وقت خواجه اگر گفت ناسزا

با ما، که ما بدان سخن ناسزا خوشیم

از ماجرای ما سخن ناستوده گفت

گر شیخ شهر، ما بهمان ماجرا خوشیم

با دشمنان بنده بگو گر شما بما

خوش نیستید، باک نیست که ما با شما خوشیم

جز نیستی چو نیست همه ما سوای حق

ما نیز نیستیم و بدان ما سوی خوشیم

آلوده دامنیم و بعصیان سیاهروی

لیکن بلطف و رحمت بی منتها خوشیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۴بتی شیرین لب اما ترشروی و تند خو دارم
  2. شمارهٔ ۲۴۵باده پیش آر که ما گوش بغوغا ندهیم
  3. شمارهٔ ۲۴۶با سبوی میفروشان دست بیعت داده ایم
  4. شمارهٔ ۲۴۷ما قدح جز زکف شاهد صادق نزنیم
  5. شمارهٔ ۲۴۸گر میخری شکسته تو خود ما شکسته ایم
  6. شمارهٔ ۲۴۹من بجز کار می و ساقی و ساغر نکنم
  7. شمارهٔ ۲۵۰بار دیگر یارجویان بر در دیار آمدیم
  8. شمارهٔ ۲۵۱ما بدین درگه بامید گدائی آمدیم
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.