پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۱

ما بدین درگه بامید گدائی آمدیم

بنده آسا، رو بدرگاه خدائی آمدیم

خسته دل، بربسته پا، بشکسته دست، آشفته جان

سوی این در با همه بی دست و پائی آمدیم

پادشاهان جبهه میسایند بر این خاک راه

ما گدایان نیز بهر جبهه سائی آمدیم

خاک درگاه همایون تو چون فر هماست

از پی تحصیل این فر همائی آمدیم

هر که سر بر خاک ایندر سود چون حاجت رواست

ما بامیدی پی حاجت روائی آمدیم

وعده دادی بینوایان را گه درماندگی

درگه درماندگی و بینوائی آمدیم

چون تو فرمودی که هر تقصیر و عصیان و خطا

کز تو آید در پذیرم چون بیائی، آمدیم

چون تو فرمودی که از بگذشته ها ما بگذریم

سر بسر چون سر بر این درگه بسائی آمدیم

بنده را راهی نباشد جز بدرگاه خدا

زآنکه ما بنده توئیم و تو خدائی، آمدیم

از ازل بودیم با الطاف تو امیدوار

تا ابد با قول لا تقطع رجائی آمدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۳بیا یکدم بگرد دل بر آئیم
  2. شمارهٔ ۲۵۴از باده دوش سخت مخمورم
  3. شمارهٔ ۲۵۵دیشب بیاد چشم تو بیدار بوده ایم
  4. شمارهٔ ۲۵۶ز آبادی به ویرانی رسیدیم
  5. شمارهٔ ۲۵۷بر آن سرم که به کوی مغان سرای کنم
  6. شمارهٔ ۲۵۸بر در میخانه امشب بزم نو آئین کنم
  7. شمارهٔ ۲۵۹روزی فتد آخر که من این دام ببرم
  8. شمارهٔ ۲۶۰من بشیشه درون پری دارم
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.