پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۰

من بشیشه درون پری دارم

بهره ای از فسونگری دارم

بهر زیبا رخان دیبا پوش

جنس دیبای شوشتری دارم

لایق گلرخان سیم اندام

در دکان اطلس ورزی دارم

گر بخواب اندرون پریشانی

دیده ای، من معبری دارم

نیز آموخته ز چشم بتان

صفت سحر و ساحری دارم

گرد فرموده علم باطن را

نیز با علم ظاهری دارم

سر نهاده بخاک پای بتان

بر همه خلق سروری دارم

حالت فقر و خوی درویشی

در لباس توانگری دارم

هر چه دارم بیمن همت پیر

از مقام قلندری دارم

تا رخ تو است شمع محفل من

طعنه بر مهر خاوری دارم

بنده گشتم که خویش فرمودی

خاطر بنده پروری دارم

بر سر دل نهاده ام جان نیز

تا تو گفتی که دلبری دارم

منم اکنون که در شریعت عشق

ادعای پیمبری دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۲با خراباتیان رهی دارم
  2. شمارهٔ ۲۶۳دلی از نازکی چون شیشه دارم
  3. شمارهٔ ۲۶۴بگشای در خانه که نره گدائیم
  4. شمارهٔ ۲۶۵خیز تا رخت از این کوی بیکسوی کنیم
  5. شمارهٔ ۲۶۶من صراحی بزیر کش دارم
  6. شمارهٔ ۲۶۷خیز ای همدم که یکدم ناله و زاری کنیم
  7. شمارهٔ ۲۶۸من پرستار روی و موی توام
  8. شمارهٔ ۲۶۹باز از دل شیدائی، شوریده سری دارم
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.