پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۴

بگشای در خانه که نره گدائیم

گر تو نگشائی بشکستن بگشائیم

گر میندهیمان بگدائی و بزفتی

یکبوسه ز لعل تو بدزدی بربائیم

با ما بوفا کوش که ما اهل وفائیم

ما را بصفا باش که ما اهل صفائیم

روزی قند آخر که سر زلف تو گیریم

وقتی شود آخر که لب لعل تو خائیم

از لعل تو یکبوسه بمستی بستانیم

بر زلف تو یکعقده بشوخی بفزائیم

هی بوسه ز لعل تو بگیریم و ببخشیم

هی چهره بزلف تو بمالیم و بسائیم

ای پادشه کشور تقدیس و تجلی

ما گرچه گدائیم هم از شهر شمائیم

عمریست که ما بر در این خانه نشستیم

یکبار بپرسید که چونیم و چرائیم

ایشاهد خلوتگه اسرار بیکبار

از پرده برون آی که از پرده درآئیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۶من صراحی بزیر کش دارم
  2. شمارهٔ ۲۶۷خیز ای همدم که یکدم ناله و زاری کنیم
  3. شمارهٔ ۲۶۸من پرستار روی و موی توام
  4. شمارهٔ ۲۶۹باز از دل شیدائی، شوریده سری دارم
  5. شمارهٔ ۲۷۰ما فاطمیان سید عالی نسبستیم
  6. شمارهٔ ۲۷۱رفتی و رخ خوب تو را سیر ندیدیم
  7. شمارهٔ ۲۷۲در کوی دوست با غم و باشیون آمدیم
  8. شمارهٔ ۲۷۳خیال جنت الماوی نداریم
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.