پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۳

دلی از نازکی چون شیشه دارم

که از اندیشه بس اندیشه دارم

وجود من طلسم جادوئی شد

ز بس دیو و پری در شیشه دارم

درختی بس کهن سالم در این باغ

که در دریا و صحرا ریشه دارم

ز بس دیو و پری زد حلقه گردم

مدام افسونگری را پیشه دارم

نهم چون سر بدین بالین راحت؟

که چندین شیر در یک بیشه دارم

چه کاخ است این سرا یارب که دروی

هزاران عقرب صد نیشه دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۵خیز تا رخت از این کوی بیکسوی کنیم
  2. شمارهٔ ۲۶۶من صراحی بزیر کش دارم
  3. شمارهٔ ۲۶۷خیز ای همدم که یکدم ناله و زاری کنیم
  4. شمارهٔ ۲۶۸من پرستار روی و موی توام
  5. شمارهٔ ۲۶۹باز از دل شیدائی، شوریده سری دارم
  6. شمارهٔ ۲۷۰ما فاطمیان سید عالی نسبستیم
  7. شمارهٔ ۲۷۱رفتی و رخ خوب تو را سیر ندیدیم
  8. شمارهٔ ۲۷۲در کوی دوست با غم و باشیون آمدیم
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.