پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۵

خیز تا رخت از این کوی بیکسوی کنیم

کار با مردم گیتی همه یک روی کنیم

دین یکی، قبله یکی، راه یکی، شاه یکی است

تا بکی روی از این سوی بدان سوی کنیم

بیش از این بهره ما نیست زانصاف قضا

گر همه قسم جهانرا بتر از وی کنیم

از نصیبی که نهادند فزون میندهند

روز و شب گرد جهان هر چه تکاپوی کنیم

ما که داریم چمنها ز گل و لاله و سرو

بدمنها گل خر زهره چرا بوی کنیم

آنکه صد سلسله دل بست بیک حلقه زلف

آفرینش همه بر قوت بازوی کنیم

تا ببینیم یکی صورت حال دو جهان

یکنفس روی در آئینه زانوی کنیم

ما که از مغزهش و جان خردزاده شدیم

حیف از آن است که با بیخردان خوی کنیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۷خیز ای همدم که یکدم ناله و زاری کنیم
  2. شمارهٔ ۲۶۸من پرستار روی و موی توام
  3. شمارهٔ ۲۶۹باز از دل شیدائی، شوریده سری دارم
  4. شمارهٔ ۲۷۰ما فاطمیان سید عالی نسبستیم
  5. شمارهٔ ۲۷۱رفتی و رخ خوب تو را سیر ندیدیم
  6. شمارهٔ ۲۷۲در کوی دوست با غم و باشیون آمدیم
  7. شمارهٔ ۲۷۳خیال جنت الماوی نداریم
  8. شمارهٔ ۲۷۴اگر بگسستی از ما، غم نداریم
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.