پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۹

باز از دل شیدائی، شوریده سری دارم

با دلبر رعنائی پنهان نظری دارم

با یاد جمال او، با فکر و خیال او

روزی و شبی دارم، شام و سحری دارم

یک نکته چنین شیرین، گفتم که بدانی تو

کز آن دهن چون قند، من هم خبری دارم

منعم مکن ای ناصح پندم مده ای مشفق

کز حرف ملامت گو من گوش کری دارم

از قصه دل تنگش و از لعل گهر تنگش

تنگ شکری دارم کان گهری دارم

لعل لب او را من، یک روز نظر کردم

در هر نظری زانروز کان گهری دارم

من دست بدامانش هرگز نتوانم زد

بر خاک کف پایش افتاده سری دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۱رفتی و رخ خوب تو را سیر ندیدیم
  2. شمارهٔ ۲۷۲در کوی دوست با غم و باشیون آمدیم
  3. شمارهٔ ۲۷۳خیال جنت الماوی نداریم
  4. شمارهٔ ۲۷۴اگر بگسستی از ما، غم نداریم
  5. شمارهٔ ۲۷۵یک نیمه دل را به جمال تو سپردیم
  6. شمارهٔ ۲۷۶خیز ای بت شنگول و بده باده که مستیم
  7. شمارهٔ ۲۷۷ای بار خدا ره بسوی خویش نمایم
  8. شمارهٔ ۲۷۸ز لعل دلکشت ای یارجانی مطلبی دارم
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.