پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۸

ز لعل دلکشت ای یارجانی مطلبی دارم

سخن ناگفته از خجلت نهان زیرلبی دارم

بامیدی که لبیکی رسد یا نامه و پیکی

همه شب بی زبان بادوست یارب یاربی دارم

همه روزم چه مسجد وقف زهاد و ریاکاران

ولی در صحبت رندان عجب خرم شبی دارم

بسی نذر و دعا دارم که مقصودم شود حاصل

که طفل نو سبق بسته به قید مکتبی دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۰ایکاش که چون موی ابر روی تو افتم
  2. شمارهٔ ۲۸۱با سر زلف پریش تو کشاکش دارم
  3. شمارهٔ ۲۸۲ما چرا سخت در این حلقه گرفتار شدیم
  4. شمارهٔ ۲۸۳دیوانه‌ام دیوانه‌ام
  5. شمارهٔ ۲۸۴ما بسی مرحله دور و دراز آمده ایم
  6. شمارهٔ ۲۸۵تشویش بدو زشت و کم و بیش نداریم
  7. شمارهٔ ۲۸۶برخیز که گرد دل درویش برآئیم
  8. شمارهٔ ۲۸۷خیز که تا بر در دل ره کنیم
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.