پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۲

ما چرا سخت در این حلقه گرفتار شدیم

خواب بودیم، چه افتاد که بیدار شدیم

نیست بودیم از این نشاء چرا هست شدیم

مست بودیم از این می ز چه هشیار شدیم

لعل بودیم در این خاک چرا سنگ شدیم

لاله بودیم در این دشت، چرا خار شدیم

شاه بودیم در این ملک، چرا بنده شدیم

ماه بودیم در این چرخ، چرا تار شدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۴ما بسی مرحله دور و دراز آمده ایم
  2. شمارهٔ ۲۸۵تشویش بدو زشت و کم و بیش نداریم
  3. شمارهٔ ۲۸۶برخیز که گرد دل درویش برآئیم
  4. شمارهٔ ۲۸۷خیز که تا بر در دل ره کنیم
  5. شمارهٔ ۲۸۸سبحه را دیشب بشیخ شهر بردم ارمغان
  6. شمارهٔ ۲۸۹نز خدایم میتوان بگریختن
  7. شمارهٔ ۲۹۰گر نیستی از عاشقان از عاشقی افسانه کن
  8. شمارهٔ ۲۹۱بنده را سر بر آستان بودن
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.