پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۱

با سر زلف پریش تو کشاکش دارم

خاطری سخت پریشان و مشوش دارم

چکنم با همه محرومی و دلسوختگی

در ره عشق بتان باز دلی خوش دارم

برگ عیشیم بگلزار جهان نیست جز آنک

در بکاشانه بتی گلرخ و مهوش دارم

دل کجا میکشدم سوی گل و لاله و باغ

که چنین باغچه خرم و دلکش دارم

گاهی از زلف کجش کوی معنبر سازم

گاهی از لعل لبش خانه منقش دارم

راست چون چوب تر از دیده سری اندر آب

سر دیگر ز دل اندر سر آتش دارم

جام کیخسروی افتاد بکف باز حبیب

سر یادآوری خون سیاوش دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۳دیوانه‌ام دیوانه‌ام
  2. شمارهٔ ۲۸۴ما بسی مرحله دور و دراز آمده ایم
  3. شمارهٔ ۲۸۵تشویش بدو زشت و کم و بیش نداریم
  4. شمارهٔ ۲۸۶برخیز که گرد دل درویش برآئیم
  5. شمارهٔ ۲۸۷خیز که تا بر در دل ره کنیم
  6. شمارهٔ ۲۸۸سبحه را دیشب بشیخ شهر بردم ارمغان
  7. شمارهٔ ۲۸۹نز خدایم میتوان بگریختن
  8. شمارهٔ ۲۹۰گر نیستی از عاشقان از عاشقی افسانه کن
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.