پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۰

ایکاش که چون موی ابر روی تو افتم

چون پیچ و شکن در خم گیسوی تو افتم

تو باده خوری، مست به پهلوی من افتی

من باده خورم، مست به پهلوی تو افتم

گاهی تو از اینسوی بدانسوی من افتی

گاهی من از این سوی بدان سوی تو افتم

آهوی تو بیدام شود رام بیک جام

من شیر شوم در پی آهوی تو افتم

اینها طمع خام و خیالات محال است

این بس که بدنیال سگ کوی تو افتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۲ما چرا سخت در این حلقه گرفتار شدیم
  2. شمارهٔ ۲۸۳دیوانه‌ام دیوانه‌ام
  3. شمارهٔ ۲۸۴ما بسی مرحله دور و دراز آمده ایم
  4. شمارهٔ ۲۸۵تشویش بدو زشت و کم و بیش نداریم
  5. شمارهٔ ۲۸۶برخیز که گرد دل درویش برآئیم
  6. شمارهٔ ۲۸۷خیز که تا بر در دل ره کنیم
  7. شمارهٔ ۲۸۸سبحه را دیشب بشیخ شهر بردم ارمغان
  8. شمارهٔ ۲۸۹نز خدایم میتوان بگریختن
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.