فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱ بالله که یکی از خود بخودآ
- شمارهٔ ۲ نهان در خاک کن ما و توئی را
- شمارهٔ ۳ جوهر قدسی، نهفته رخ در آب و گل چرا
- شمارهٔ ۴ هرشب من و دل تا سحر در گوشهٔ ویرانهها
- شمارهٔ ۵ سالها بر کف گرفتم سبحه صد دانه را
- شمارهٔ ۶ محو آن روی پریواریم ما
- شمارهٔ ۷ بربسته دست جور فلک پای اگر مرا
- شمارهٔ ۸ ای عشق گرفتی سخت ناگاه دهان ما را
- شمارهٔ ۹ کرد چرخ دورو، دو موی مرا
- شمارهٔ ۱۰ روز و شب در حسرت و اندوه تیماری چرا
- شمارهٔ ۱۱ دل دیوانه بدر شد سحر از خانه ما
- شمارهٔ ۱۲ فکر و اندیشه بیهوده چرا
- شمارهٔ ۱۳ میبرد خیل غم اسیر مرا
- شمارهٔ ۱۴ شیخنا تا کی گرانتر میکنی عمامه را
- شمارهٔ ۱۵ بحر اندیشه فرو برده بیک بار مرا
- شمارهٔ ۱۶ ای برده دل ما و سپرده دل خود را
- شمارهٔ ۱۷ امشب آن ترک وعده داده مرا
- شمارهٔ ۱۸ از عقل، عشق کرده عجب بی خبر مرا
- شمارهٔ ۱۹ صافی آبست ز آبگینه هویدا
- شمارهٔ ۲۰ چه شده باز چه افتاده مرا
- شمارهٔ ۲۱ خیل انده ز جای برد مرا
- شمارهٔ ۲۲ یارب بدست ما که داد امشب گریبان ترا
- شمارهٔ ۲۳ ایکه کشتی ز انتظار مرا
- شمارهٔ ۲۴ خریدستی بهیچ ایخواجه ما را
- شمارهٔ ۲۵ مده بغمزه اجازت دو چشم جادو را
- شمارهٔ ۲۶ چون تُرک جنگجوی من از در، درآیدا
- شمارهٔ ۲۷ آنکو سرشت مهر تو اندر سرشت ما
- شمارهٔ ۲۸ پر کن از خم می کدوی مرا
- شمارهٔ ۲۹ من خرابم شش جهت آباد باشد یا خراب
- شمارهٔ ۳۰ ایدو زلفت سپاه بی ترتیب
- شمارهٔ ۳۱ چشم تو امشب شده مست از شراب
- شمارهٔ ۳۲ برخیز و در قدح فکن آن جوهر مذاب
- شمارهٔ ۳۳ ایکه گوئی شاه خوبانرا وفائی نیست، هست
- شمارهٔ ۳۴ در کوی عشقبازی ننگ است و نام نیست
- شمارهٔ ۳۵ بندگی درکوی عشق از پادشائی خوشتر است
- شمارهٔ ۳۶ نیمه رفت از شب اکنون هیچکس بیدار نیست
- شمارهٔ ۳۷ خوبی بخوش اندامی و سیمین ذقنی نیست
- شمارهٔ ۳۸ بزم عشرت بژاژخائی نیست
- شمارهٔ ۳۹ زردی برگ خزان عکس رخ زرد من است
- شمارهٔ ۴۰ بندگی بر در مردان خدا دین من است
- شمارهٔ ۴۱ این کیست چنین ستاده سرمست
- شمارهٔ ۴۲ در سلسله عشق که بگسیختنی نیست
- شمارهٔ ۴۳ بیا زاهد مزن دم زین خرافات
- شمارهٔ ۴۴ صوفی امروز مگرمست زجامی دگر است
- شمارهٔ ۴۵ ملک تسلیم و رضا دولت درویشان است
- شمارهٔ ۴۶ در ره عشق نامرادی نیست
- شمارهٔ ۴۷ چهر حق را جلوه اندر کعبه و میخانه نیست
- شمارهٔ ۴۸ ما را بشیخ شهر سوال و جواب نیست
- شمارهٔ ۴۹ در مدرسه علم و عمل آموختنی نیست
- شمارهٔ ۵۰ دوش با یک جام می ساقی خرابم کرده است
- شمارهٔ ۵۱ هر چه پوئی جز ره حق باطل است
- شمارهٔ ۵۲ قسم تو اگر بیش بود کم شدنی نیست
- شمارهٔ ۵۳ بشکست اگر جام سر سنگ سلامت
- شمارهٔ ۵۴ این کیست که او پرده ز رخسار کشیده است
- شمارهٔ ۵۵ ذوق عارف دگر و مشرب عامی دگراست
- شمارهٔ ۵۶ بر لبم گوش نه که بانگ نی است
- شمارهٔ ۵۷ تسبیح تو ایشیخ که صد دانه تمام است
- شمارهٔ ۵۸ از داغ غمت هر که دلش سوختنی نیست
- شمارهٔ ۵۹ اگنون که گذشته ز شب تیره دو پاس است
- شمارهٔ ۶۰ تو را آئینه محتاج حلب نیست
متن اشعار به نقل از گنجور.