پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲

برخیز و در قدح فکن آن جوهر مذاب

کش بوی مشک ناب بود رنگ زرناب

زان می که چون بدرکشی از قعر خم قار

گوئی که کرده سر زدل شب برآفتاب

هان ای حریف تا نکنی آب در بمی

کاتش خموش گردد چون برزنیش آب

هر تیغ را فزاید از آب تاب و رنگ

این تیغ را بکاهد از آب رنگ و تاب

پیوند آب و باده چه جوئی که همسری

با زاده عنب نکند زاده سحاب

جز باده در سبوی سفالین ندیده ایم

کشتیئی از سفال کند هیچکس برآب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴در کوی عشقبازی ننگ است و نام نیست
  2. شمارهٔ ۳۵بندگی درکوی عشق از پادشائی خوشتر است
  3. شمارهٔ ۳۶نیمه رفت از شب اکنون هیچکس بیدار نیست
  4. شمارهٔ ۳۷خوبی بخوش اندامی و سیمین ذقنی نیست
  5. شمارهٔ ۳۸بزم عشرت بژاژخائی نیست
  6. شمارهٔ ۳۹زردی برگ خزان عکس رخ زرد من است
  7. شمارهٔ ۴۰بندگی بر در مردان خدا دین من است
  8. شمارهٔ ۴۱این کیست چنین ستاده سرمست
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.