پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱

این کیست چنین ستاده سرمست

مست از می و جام باده در دست

مانند تو مه بر آسمان نیست

باور نکنم که در زمین هست

بنشین که خروس صبح برخاست

بر خیز که ماه چرخ بنشست

چون لعل لب تو خون ما ریخت

یکبوسه بده برای خون بست

همسایه ز حال ما خبر شد

از بسکه زدیم دست بر دست

مستانه در آمد از درم باز

نوشید می و پیاله بشکست

در خانه دل بجز تو کس نیست

این خانه از آن تواست دربست

منظور توئی که از همه خلق

بگسست حبیب و با تو پیوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳بیا زاهد مزن دم زین خرافات
  2. شمارهٔ ۴۴صوفی امروز مگرمست زجامی دگر است
  3. شمارهٔ ۴۵ملک تسلیم و رضا دولت درویشان است
  4. شمارهٔ ۴۶در ره عشق نامرادی نیست
  5. شمارهٔ ۴۷چهر حق را جلوه اندر کعبه و میخانه نیست
  6. شمارهٔ ۴۸ما را بشیخ شهر سوال و جواب نیست
  7. شمارهٔ ۴۹در مدرسه علم و عمل آموختنی نیست
  8. شمارهٔ ۵۰دوش با یک جام می ساقی خرابم کرده است
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.