پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸

ما را بشیخ شهر سوال و جواب نیست

زیرا که در میانه حساب و کتاب نیست

تو میروی بمسجد و من سوی میفروش

ای نور دیده جای عتاب و خطاب نیست

گوئی که حق عذاب کند گر خوری شراب

عذب است اگر عذاب کند حق، عذاب نیست

من سالها بمسجد و میخانه بوده ام

جز در سرای پیر مغان، فتح باب نیست

تا چند بیم میدهی از دوزخ و عقاب

افزون ز صحبت تو بدوزخ عقاب نیست

آن مژده ای که عقده ای از دل گشایدت

جز بانگ چنگ و نغمه ساز و رباب نیست

از ما و شیخ فصل خصومت کجا شود

زیرا که گوش شیخ بفصل الخطاب نیست

من دفتر و و کتاب بسی درس گفته ام

این علم، علم دفتر و بحث و کتاب نیست

از ما حساب کار چه جوئی، تو شیخ شهر!

امروز اگر بزعم تو روز حساب نیست

درویشرا نصیبه بجز نیستی کجاست؟

از ما مجو زکوه که ما را نصاب نیست

ننهاده شه بملک خرابات باج و خرج

آری خراج در خور شهر خراب نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰دوش با یک جام می ساقی خرابم کرده است
  2. شمارهٔ ۵۱هر چه پوئی جز ره حق باطل است
  3. شمارهٔ ۵۲قسم تو اگر بیش بود کم شدنی نیست
  4. شمارهٔ ۵۳بشکست اگر جام سر سنگ سلامت
  5. شمارهٔ ۵۴این کیست که او پرده ز رخسار کشیده است
  6. شمارهٔ ۵۵ذوق عارف دگر و مشرب عامی دگراست
  7. شمارهٔ ۵۶بر لبم گوش نه که بانگ نی است
  8. شمارهٔ ۵۷تسبیح تو ایشیخ که صد دانه تمام است
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.