پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱

هر چه پوئی جز ره حق باطل است

هر چه جوئی جز خدا، بی حاصل است

از خودی بگذر که در راه خدا

صعب و بی پایان همین یک منزل است

عرش و کرسی در دل است اما چه سود

کاین دل بیحاصل از خود غافل است

نعل وارون زن که اندر راه عشق

عقل مجنون است و مجنون عاقل است

غرقه در گرداب حیرت را چه سود

کو ز دریا یکقدم تا ساحل است

نقد این بازار، اول عقد قلب

در ره طاعت به پیری کامل است

از دم مردان حق مگسل که راه

گم نگردد تا جرس با محمل است

هر که را ساقی دهد جام شراب

گوشه چشمی ز میر محفل است

عزلت ار چشم و چراغ بینش است

گر نه امر پیر باشد باطل است

هر که میجوید طریق اعتزال

نی توان گفت این عطارا واصل است

ای خلیل حق در این ره گر حجاب

چهر مهر و ماه باشد، آفل است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳بشکست اگر جام سر سنگ سلامت
  2. شمارهٔ ۵۴این کیست که او پرده ز رخسار کشیده است
  3. شمارهٔ ۵۵ذوق عارف دگر و مشرب عامی دگراست
  4. شمارهٔ ۵۶بر لبم گوش نه که بانگ نی است
  5. شمارهٔ ۵۷تسبیح تو ایشیخ که صد دانه تمام است
  6. شمارهٔ ۵۸از داغ غمت هر که دلش سوختنی نیست
  7. شمارهٔ ۵۹اگنون که گذشته ز شب تیره دو پاس است
  8. شمارهٔ ۶۰تو را آئینه محتاج حلب نیست
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.