پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۹

اگنون که گذشته ز شب تیره دو پاس است

زی باده کشان نوبت تبدیل لباس است

از سر فکند شیخ بخلوتگه رندان

آن خرقه صد پاره که پشمینه پلاس است

در هندسه بینی دهن شیخ و لب جام

دو دائره کان هر دو بیک نقطه مماس است

گوید که بتدقیق نظر حرمت می نی

در نص صریح است و نه در حکم قیاس است

بل در نظر شرع که از قاعده عقل

ترتیب مبانیش بتاسیس اساس است

هنگام کلال از الم و خستگی روح

واجب بود این جرعه که ترویج حواس است

معجون مفرح که کند تربیت عقل

در نزد خردمند چه باک است و چه باس است

در مجلس خاصش سخن از باده و ساغر

در محفل عامش سخن از حیض و نفاس است

هر کس که شود تابع این شیخک نسناس

بی شبهه توان گفت که از ارذل ناس است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱شیخ و زاهد دوش اگر منع از شرابم کرده است
  2. شمارهٔ ۶۲مطرب امروز مگر نغمه سرائی دگر است
  3. شمارهٔ ۶۳ای مغبچه کو ره خرابات
  4. شمارهٔ ۶۴از هیچ دری حاجت درویش روا نیست
  5. شمارهٔ ۶۵خانه گه تاریک و گاهی روشن است
  6. شمارهٔ ۶۶هر سر که بسودای طلب باختنی نیست
  7. شمارهٔ ۶۷امروز جمال تو طرح دگر افتاده است
  8. شمارهٔ ۶۸یک امشبی که توئی در برابرم سرمست
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.