پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۲

مطرب امروز مگر نغمه سرائی دگر است

که بهر ناله نیف ساز و نوائی دگر است

ره میخانه بگام و قدم زهد مپوی

قطع این مرحله ایشیخ بپائی دگر است

مسجد و صومعه را گرچه رواقی است بلند

طاق و ایوان خرابات بنائی دگر است

چهره شیخ اگر صدق و صفائی دارد

در دل پیر مغان صدق و صفائی دگر است

دفتر معرفت ار نور و ضیائی دارد

باز در ساغر می نور و ضیائی دگر است

تاج سلطانی اگر فر همایون دارد

تاج درویشی ما فر همائی دگر است

دم فروبند از این یاوه سرائی زاهد

کار ما با تو حوالت بسرائی دگر است

می حلال است برای من و تزویر حرام

شیخرا نیز در این مسئله رائی دگر است

نیست در کوی مغان مشغله جنگ و نزاع

مدرسه جای دگر میکده جائی دگر است

ای مغنی بزن آن پرده دوشینه بچنگ

آن دم نغز که از نکته سرائی دگر است

آب از آنروی حلال است که مخلوق خداست

می چه کرده است نه مخلوق خدائی دگر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴از هیچ دری حاجت درویش روا نیست
  2. شمارهٔ ۶۵خانه گه تاریک و گاهی روشن است
  3. شمارهٔ ۶۶هر سر که بسودای طلب باختنی نیست
  4. شمارهٔ ۶۷امروز جمال تو طرح دگر افتاده است
  5. شمارهٔ ۶۸یک امشبی که توئی در برابرم سرمست
  6. شمارهٔ ۶۹سلیمان را جز این تن اهرمن نیست
  7. شمارهٔ ۷۰این خرمن هستی که بجز سوختنی نیست
  8. شمارهٔ ۷۱فلک از سینه ما دود آهی است
همه‌ی غزلیات ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.